تبليغاتX
GOOGLE HOME
مهربان چون تو

مهربان چون تو

پرسیدم : مرا می شناسی ؟

گفت  :آری .............و تو مرا؟

گفتم : چگونه !

گفت  :وقتی که از شدت تر س جشمهایت را  بسته ای به مهربانی می اندیشی که آغوشش را برای امنیت تو گشوده و انتظارت را می کشد-  صاحب آن آغوش همیشه گشوده منم.

گفتم تو کیسیتی ؟

گفت : هم او که تو را دوست دارد و تو نیز سرگشته ی اویی !

گفتم : به تو خواهم رسید!

گفت  : همیشه  و هیچ وقت

پرسیدم : تو کجایی !

پاسخ داد  : در اشک یتیم درقلب شکسته در ....... در هر جایی که دیگران نیستند.

پرسیدم : تو را چه بنامم .

گفت : عشق ............: و من تو را ؟

فریاد کشیدم بنده ........ بنده ........ بنده !!!!!!!!!

لبخند زد .

 گفت:  تو آیا بنده ی عشقی ؟

جرات پاسخش را نداشتم .

می لرزیدم .

   قلبم  فریاد کشید : امتحانم کن.... اگر مرا پذیرفتی  خونم را نثارت خواهم کرد.

پاسخ داد : شاید یک روز دیگر ..............

+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم تیر 1387 19:1 توسط مهربان چون تو |


رب النوع های به صلیب کشیده

ملائک دروغین تثلیث

فرشته های انکار حقیقت

زیبایی های پوشالی . سنگی . تراشیده شده

فراموش شده

و  

به خاطر خدعه  به خاطره ها تحمیل شده

کنایه های طعنه آمیز محترمانه

شرم آورترین کلمات مودبانه

موجودات عاشق نما . نخ نما ی واقعیت

گاو سامری

عاشق های پوسیده

دل رنگ پریده

رنگ و نما ی عاری از حقیقت

و پررونق درصبغه ی  شیطانی آتش

امشب هم مثال همه شبهای بی ازدحام

در اوج با خود بودن به عزای باطل نشسته ام

باطل رفتنی . 

................. 

و خدا در بزم جاءالحق و زهق الباطل مهمان دل شکسته ی من است .

 

 

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387 17:45 توسط مهربان چون تو |


قد كشيده بود بلند

تا آسمان

ردايش سبز

قبايش سپيد

تبر اما سرخ .............

 

.................................................................................................................. 

افتاده بود به وسعت قامتش بر خاك

غرق در سرخ

اما هنوز

سبز بود و سپيد

چون پايند ه پرچم  ايران پر اميد

 

+ نوشته شده در شنبه پانزدهم تیر 1387 14:54 توسط مهربان چون تو |


درخشش ستاره مهربانی

 مبارک باد

 

یا زهرا   

      
               

 

+ نوشته شده در سه شنبه چهارم تیر 1387 1:54 توسط مهربان چون تو |


+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387 0:57 توسط مهربان چون تو |


DESIGN BY : MARY ROSE X

به نام تو
ای مهربان ترین مهربانان
آن زمان که هیچ نبودم بر گل وجودم روح هستی دمیدی
آن زمان که نمی دیدم در نور جلوه گری نمودی
و دیده ام را به وجودت روشنی بشخیدی
و اینک که زنده ام مرا بر سر خانی دعوت کرده ای که زوال نمی پذیرد
مهر ورزیدی و عشق آفریدی
اشک را زلال خلوت مهر ورزی و خون را سرخی جمال عشق آفرینی ساختی .
آنگاه مرا سرگردان............منتظر .. ........................... چشم براه ........
تا کی ؟
مهربانم من منتظر مهربانی توام
تا جاودانه شوم به تو
زلال چون اشک سرخ چون لاله


<>

صفحه نخست
پست الکترونيک


  • آرشيو مطالب
  • آرشيو مطالب

    پيوندهاي روزانه

    حنیف
    منتظرین
    باغ آسمان چقدر دیدنی است
    گل صد برگ
    رزا (از دیروز تا امروز)
    توسکا
    خانه خاله
    روضه رضوان
    ساقیا بده جامی
    ذهن آشفته ی عارف
    خدا از بس که پیداست نا پیداست
    امیر در سرزمین عجایب
    عرفان
    ساقی نامه
    هومن
    پر از خالی
    قرار امواج
    ستاد اقامه نماز
    گل نرگس
    حسرت
    گنج ادب
    المزمل
    داونلود و حک
    خواهر کوچولو
    آرشيو پيوندهاي روزانه






    پيوندها

    دعوتنامه پرشين گيگ
    فضا و دامنه رايگان
    قالب هاي زيباي وبلاگ رايگان !!!!
    نمايش ساعت در وبلاگ
    كدهاي جاوا
    خريد و فروش و تبليغات



    POWERED BY: BLOGFA.COM

    RSS